الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

279

الغدير ( فارسي )

بر عدالت تمام صحابه ( 1 ) و خود اين شخص در جلد 3 « فصل » ص 257 ميگويد : اما كسى كه يكى از صحابه رضى اللَّه عنهم را دشنام دهد ، اگر نادان باشد معذور است ، و اگر بر او دليل و حجتى قائم شود مع هذا او بروش خود ادامه دهد بدون عناد و لجاج چنين كسى فاسق است ، مانند كسى كه زنا و دزدى مرتكب شود ، و اگر به خدا و رسول صلى اللَّه عليه و آله در اين كار عناد و لجاج ورزيد او كافر است ، و بتحقيق رسيده كه عمر رضى اللَّه عنه در محضر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نسبت به حاطب ( كه از مهاجرين و از اصحاب بدر است ) گفت : بگذار ، اين منافق را گردن بزنم ، عمر در تكفير حاطب ، كافر نشد ، بلكه متأول خطا كار بود ، در حالى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده است : علامت نفاق كينه ورزى با انصار است ، و به على فرمود : با تو كينه نمىورزد مگر منافق . . اه . و در نظر ابن حزم چه بسيار مجتهدين نظير عبد الرحمن بن ملجم و ابو الغاديه هستند كه در « فصل » حكم داده باينكه آنها مجتهدند و در آنچه بخطا تشخيص دهند در خور پاداش هستند ! ! در جلد 4 ص 161 گويد : قطع داريم كه معاويه رضى اللَّه عنه و ياران او بخطا اجتهاد نمودند و مستحق يك پاداش و اجر هستند ، و در ص 160 معاويه و عمرو بن عاصى را از مجتهدين شمرده ، سپس گويد : جز اين نيست كه اينان در مسائل خونهائى اجتهاد نمودند مانند خونهائى كه اهل فتوى دربارهء آنها اجتهاد ميكنند ، و در ميان فتوى دهندگان كسانى هست كه رأى آنها بر كشتن ساحر است و كسان ديگرى هستند كه چنين رأى ندارند . و كسانى هستند كه نظرشان كشتن آزاد است بقصاص كشتن بنده ، و كسانى هستند كه رأيشان چنين نيست ، و كسانى در ميان آنها معتقدند كه مؤمن بقصاص كشتن كافر كشته شود و كسانى نه چنينند ، پس چه فرقى هست بين اين گونه اجتهادها با اجتهاد معاويه و عمرو و غيرهما ؟ ! اگر نادانى و نابينائى و درهم

--> ( 1 ) بكتاب « الصارم المسلول على شاتم الرسول » ص 572 - 592 و « الاحكام فى اصول الاحكام » جلد 2 ص 631 و « الشرف المؤبد » تاليف شبراوى ص 112 - 119 مراجعه نمائيد .